تبليغاتX
سحر گاهی دیگر در وصف زندگی
تا نفس هست باید زندگی کرد
سلام بچه ها معذرت می خوام اگه دیر اودم یه کارهایی پشت صحنه بود که باید انجام می شد.

ها چیه دارید دنباله آپ عاشقونه می گردید بورو بابا عاشقونه مثقالی چنده اومدم یه کم بخندیم.

خشته شدم اینقدر براش بنویسم مرده شورش یه بار از اینکارا برای من کرد اصلا به من چه

بی خی خیه عشق وعاشقی برو برای خودت عشق دنیا رو کن بخند بگرد هرکی هرکسی رو

دوستداره خودش می یاد من که کسی رو دوست ندارم.              

تاحالا زندگی کردی نکردی دیگه اصلا انسان ها کین که اینقدرمابهشون رتبه می دیم اونها

جنسی از ماهستند ولی جسمی از مانیستندبچه ها خدا عشق رو برای عاشق شدن خلق

نکرده برای عاشق ماندن آفریده تومیتونی عاشق هرچیزی باشی به جز آدمه چون اونوقت اززمین

شطرنج کیش وماتمی شی و فیلت هم نمی تونه کمکت کنه

بیا دوباره متولد بشو خودت رو عوض کن اونطوری بشو که می دونی میتونی زندگی کنی با نام خدا

کارت روشروع کن هم خدا هم رعنا یکتا هم بقیه کمکت می کنند.توفقط بخواه بقیش با خدا.

کار ...بار ...فرمایش ...بای

 

بای بای دوستان عزیز



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:34 توسط ..::رعنا32::..

به نام آنکه انسان را از گل آفرید.

با نام تو اغاز می کنم و با نام تو این نامه را به پایان می برم.

چه قدر از عشق های آدمی بنویسم بذارید

کمی از عشق خدایی بگم.

                       

خدایا

من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی را دارم
                                                          که تو در عرش کبریای خود نداری

من چون تویی دارم
                                                           وتو چون خود نداری.
                                                                                

                                                                         امام زین العابدین(ع)

دلم- ایمانم و همه ی باورم را به مشکلهای ضریحت که پنجره های آسمان اند گره زده ام.
                                                                                    
                                                                                  امام رضا(ع)

همه عمر برندارم از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی.

یه نکته ی جالب:   (حتما بخونش)

پنج کار را انجام بده آنگاه هرچه می خواهی گناه کن!

1.روزی خدا را مخور.
2
.از حکومت خدا بیرون برو.
3.جایی را انتخاب کن که خدا تورا نبیند.
4.وقتی عذرائیل برای گرفتن جان تو آمد اورا از خود بران.
5.
زمانی که ملک دوزخ تو را به سوی دوزخ می بر در آتش مرو.
آنگاه هرچه می خواهی گناه کن
.

                                                                          یا سید الشهداء

                             

*"بدرود"*



لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 23:41 توسط ..::رعنا32::..

آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه ...

 

دلم تنگ است برای در کنارت بودن
دلم تنگ است برای خیره شدن در چشمانت
نازنینم نمیدانی که شبها تا سحر به یاد روزهایی که در کنار هم بودیم
و درد دل میکردیم اشک میریزم
نمیدانی که دیداری دوباره در وجودم آتش عشقت را برانگیخته کرده است
نمیدانی چندین برابر از قبل به قلب مهربان و عاشقت وابسته شده ام
و باری دیگر عهد سوختن و ماندن را به تو دادم
هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ صدایت در گوشم زمزمه میکند
انتظار به پایان رسید و تو را از نزدیک تماشا کردم
و به محبتت آمیخته شدم
ای پاکترین احساس به یادت آنقدر از اعماق وجود اشک خواهم ریخت
تا تو را دوباره ببینم و تو را باری دیگر در آغوش بکشم
و باری دیگر دستان گرمت را بفشارم و با همان دستها صورتم را نوازش دهی
نمیدانی که چقدر دلتنگم عزیزم


ادما به خاطره عشق مثله شمع می سوزن

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان هم کشانی دوستت دارم چه سود از

مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ...

 

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان میبینند
زیر خاکستر جسمم باقی است
آتش سرکش و سوزنده هنوز

خدانگهدار ای رویای فانیه من ...............

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 11:32 توسط ..::رعنا32::..

تست ازمایشی



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:30 توسط ..::رعنا32::..

سلام بچه ها

 

سلام بچه ها خیلی وقت بود که اپ نکرده بودم حالا اینارو بخونید و ببنید. 

-------------------------------------------------------------------------------------------

تو کيستی؟

تـــو کـيـسـتـی کـه مـن اينگـونـه بی‌تو بـی‌تـابـم

شــب از هــجــوم خيــالــت نـمــی‌بــرد خــوابــم

تـــو کــيـسـتـی کـه مـن از مـوج هـر تبسـم تــو

بـــســان قــايــق ســرگــشــتــه روی گـــردابــم

مــــن از کــــجـــا ســر راه تـــــو آمـــدم نـــاگــاه

چـــه کـــرد بــا مــن آن نـــگـــاه شــيــــريـــن آه

تــو دوردســت اميــدی و پــای مـن خسته است

چـراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

تـــو آرزوی بـــلـــنـــدی و دســـت مـــن کــــوتــاه

مــدام پــيـش نـگـــاهــی مـــدام پــيــش نــگــاه

چــــه آرزوی مــحــالـی اسـت زيــســتــن بــا تــو

مـــرا هـمـيــن بـگـذارنـــد يــک ســخـــن بــا تــو

 


هرگاه دفتر محبت را ورق زدي

و

هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن

خود نه به زبان بلكه

از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

 

واسه من زندگی معنا نداره

دل من جا واسه چشمات نداره

یه روزی عاشق بودم گریه می کردم من برات

اما دیگه چشم من اشکی برات نمی باره

فکر می کردم عاشقی تو هم می میری واسه من

اما این خیال تاریک حس عشق رو نداره

یادته شبا می رفتیم با خیال هم به خواب

اما از وقتی که رفتی دل من خواب نداره

دل دیوونه ی من عاشق توست

ولی قلب سنگ و سختت اینو باور نداره

 


تا دیداری دوباره با همتون وداع می کنم



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:46 توسط ..::رعنا32::..

سلام به همه ی کسایی که واژه ی عشق رو مقدس دونستند ومی دونن

 

سلام

 

می دونم خیلی دیر اومدم اخه خودتون می دونی که این بلگفا دست از سره ما بر

نمی داره (با عرض شرمندگی)

زندگی دو نیمه هست:

                          نیمه ی اول در ارزوی نیمه ی دوم

نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول

 

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم

                                              همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

 

   محبت چیست؟

    در اینجا قلم شکسته و دفتر بسته می شود

                        ودهان که برای انکار گشوده شده است

                     از ترس کفر گویی

                                   خاموش می گردد.

زندگی چیست چو زدل خوردن

                              اولش رنج و اخرش مردن

گفتم وفا

                گفتی خطا کن

 گفتم غمت

                گفتی رها کن

گفتم دلم

               گفتی بسوزد

گفتم خدا

                گفتی صدا کن

گفتم عمر

                گفتی فدا کن

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:29 توسط ..::رعنا32::..

سلام بچه ها راستی یه چیزی من حواسم نبود و

 

 ۲ تا از پستهای جدیدمو حذف کردم ونظراتی که برام

 

گذاشته بودید پاک شدن از سام .سعیده شیرین

 

و..

 

بقیه ی بچه ها معذرت می خوام که نظراتشون

 

پاک شد اگه هستید بیاید و بهم نظر بدید چون

 

ادرسه وبلاگتتون رو ندارم



لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 18:33 توسط ..::رعنا32::..

سلام خوبید

 

بچه ها من یه اپ خیلی قشنگ و طولانی کردم ولی نمی دونم چرا

 

نیومد ولی دوباره می گم درسته گفتنش سخته ولی باید بگم

من با اینترنت دائمی می یومدم کابل اصلیش هم توی مغازه ی برادرم  

هست برادرم هم تا ۱ ماها دیگه می خواد بره خدمت سربازی وقتی 

هم بره دیگه کابل رو می کشه

 

منم دیگه باید برم  چون اینجا دیگه جایی ندارم

 

خیلی اذییتتون کردم اینو می دونم  سربه سرتون گذاشتم می دونم

رعنا فقط دوست داشت بخنده فقط دوست داشت وقتی می خنده

همه باهاش بخندن  می دونم شماها هم خیلی یاریم کردید با خنده

هام خنددید با مشکلاتم ناراحت شدید دلداریم دادید وقتی مریض شدم

برام دعا کردید همیشه بهم سرزدید وبهم لطف داشتید

رعنا یه دختر بچه ای بود ساکت و اروم که کسی صداشو نمی شنید

وقتی بزرگ شد رفت و وارد یه دنیای دیگه شد باهمه اشنا شد به هر

جای دنیا سر می زد همش خنجر بی وفایی به کمرش می خورد یک

روزی از روزهای خدا تصمیم گرفت با دنیا دوست بشه ولی نتونست به

دنیا گفت من به چیه تو دلمو خوش کنم همش گریه کنم همش غصه

دار باشم یا همش بخندم و بی خیالت بشم تصمیم گرفت که فقط توی

این دنیا بخنده و سعی کنه بنده های خدا رو هم مثل خودش بخندونه

سعی کرد کاری بکنه که همه ازش راضی باشن رفت و برنده شد ولی

دنیا هنوز پشتشو به رعنا کرده و نمی خواد باهاش دوست بشه ولی

رعنا کاره خودشو می کنه

 

توی این مدتی که باهاتون بودم نتونستم دل خیلیها رو به دست بیارم یا

از خودم رنجوندم

خواهش می کنم منو ببخشید

بذارید خودمو معرفی کنم

من رعنا یکتا ۱۶ ساله از اهواز رشته ی علوم تجربی در زیتون کارمندی

و.....

 

منو فراموش نکنید شاید توی این ۱ماه بیامو بهتون سر بزنم می دونم

خیلی سخته که دوباره بیام اخه این درسا نمی ذارن ولی باشه چشم

حتما می یام

می خواستم عکسهای زیادی بذارم ولی درج تصویر در بلگفا اشکال پیدا

کرده نمی تونم اپ کنم

منو ببخشید

یا حق

 

خدانگهداره همتون باشه



لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 18:24 توسط ..::رعنا32::..

اعتراف

 

شعری که واست نوشتم نپسندیدی دوباره

 

به تو برخورده بود انگار که بهت گفتم ستاره

 

 

تعریف از خودم نباشه.عزیزم ستاره بد نیست

 

اخه قلب عاشق من بهتر از اونو بلد نیست

 

 

دوسه خطی که نوشتم راستشو بخوای بریدم

 

چون دیدم همه رسیدن.من یه عمره نرسیدم

 

 

خط دوم که تموم شد واقعا من کم اوردم

 

دو-سه باری تو خط سوم تو رو به خدا سپردم

 

 

خط چهارم که رسیدم باقی مونده اصل مطلب

 

خواب چشماتو می ببینم به خدا همیشه هرشب

 

 

خواب می بینم تو یه نوری .یه ستاره . یه فرشته

 

خواب تورو هرجا ببینم اونجا اخره بهشته

 

 

وسط نامه یکی گفت چرا باز داری می لرزی ؟

 

من برای تو نوشتم تو به یک دنیا می ارزی

 

 

اینا به دلت نشینه من واست چی بنویسم ؟

 

قدماتو کاش بیاری بذاری رو چشم خیسم

 

 

چند شب دلشوره دارم که نبینمت دوباره

 

تو به این خط که رسیدی نامه رو می کنی پاره ؟

 

 

پاره کن نامه رو پاره اخه صاحب اختیاری

 

حتی می شه بسوزونیش اگه منو دوست نداری

 

 

شاعرانست ولی راستش نامه ی من کاغذی نیست

 

کاش بقیشو بخونی موقع خداحافظی نیست

 

 

هرکاری که دوست داری کن من شکسمتش غرو رو

 

زحمتت می شه عزیزم که بیای این راه دورو

 

 

دل تو یه قصر نوره .دل من یه تیکه چینی

 

چینیو واسه شکستن.کاش یه بار بیای ببیی

 

 

عکس تو هنوز همونجاست .توی قاب عکس چوبی

 

راستی خوب شد یادم افتاد .چرا اینقدر تو خوبی (که نیستی )

 

 

سقف گریم همن امشب ریخت رو اخرای نامه

 

فقط اون شبی که باشی شب مرگ گریه هامه

 

 

من فقط به عشق اون شب .وقتی شب می شه می خوابم

 

امادیر بودن اون شب. بدجوری می ده عذابم 

 

دستمو امشب می ذارم زیر گرمای سر تو

 

ما پیش همدیگه باشیم. یعنی می شه باور تو ؟؟

 

 

هرکسی اون شب بخوابه عاشقیش راس راسکی نیست

 

بی رودر واسی عزیزم. چشاشو دلش یکی نیست

 

 

زیادی واست نوشتم .حق داری که بشی خسته

 

اما این یه تیکه چینی چه کنه دلش شکسته

 

 

عزیزم مراقب اون چشای ناز خودت باش

 

فکر چندین ماه  دیگه .که می یاد تولدت باش

 

 

اینقدر باهم می گیریم فالای چائی و قهوه

 

که بگن به جز رسیدن همه چی توش محو محوه

 

 

یک شهریور غمگین .یه دوستت دارم یه امضا

 

من دلم واسه ی تو تنگه تو تابستون شبه یلدا

 

 

 

سلام بچه ها حالتون چطوره ممنون که بهم سر

 

 

میزنیدومنو فراموش نکردید چه بچه های وب لاگ عاشقانه چه ب

 

چه های بالیوود همتون گلید ممنون از نظراتتون این شعری رو که

 

براتون نوشتم از مریم حیدر زاده است که اینو من خیلی دوست

 

 دارم اگه بخونیدش می بینید که انگاری داره از زبون خودت حرف می زنهفعلا باییییییییییییییی 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 1:57 توسط ..::رعنا32::..

زندگی مانند ریاضیست ما....

زندگی مانند ریاضیست ما...

 

خوبیها را جمع می کنم غمهارو تفریق ومشکلات رو از زیر رادیکال رد می کنیم و

محبت را به توان می رسانیم

 

زندگی مستطیلیست به طول غم به عرض شادی به قطر اشک وبه مساحت مهر...

 

اری!این مفهوم زیستن است

 

که ما هییچ موقع ان را درک نکردیم

 

بار الاهی!درک من را به قدری برسان که قدر نعمت به این بزرگیت زندگی را بدانم

 

امین ...! یا رب العالمین



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 22:19 توسط ..::رعنا32::..